محمد تقي جعفري
98
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آزمايش را كه بر شما مىگذرد ، بسيار طولانى احساس كنيد تا اين كه خداوند متعال براى باقيماندهء نيكوكاران شما گشايش [ يا پيروزى ] نصيب فرمايد [ بدانيد ] : فتنهها هنگامى كه روى مىآورند مشتبه ( عامل اشتباه ) مىباشند و وقتى كه رو بر مىگردانند ، بيدار مىسازند در هنگام آمدن مورد انكار و ناشناساند و در موقع برگشت و روى گردان شدن شناخته مىشوند فتنهها مانند بادها مىگردند به شهرى مىرسند [ در يك شهر وارد مىشوند و مىوزند ] و از شهرى بدون اصابت مىگذرند هشيار باشيد ، خوفناكترين فتنهها براى شما در نظر من ، فتنهء بنى اميّه است زيرا فتنه ايست كور و تاريك و تاريك - كننده : خصلت [ يا نقشه اش ] فراگير و بلايش مخصوص [ پيشوايان دين و انسانهاى با ايمان ] و هر كس كه در آن فتنه بينا باشد بلا بر او فرود آيد و هر كس كه در آن فتنه نابينا باشد ، بلا او را گم مىكند [ به او نمىرسد ] و سوگند به خدا ، پس از من بنى اميّه را مالكان و رؤساى بدى براى خود خواهيد يافت مانند شتر بد خلق [ در موقع دوشيدن ] كه با دهانش ( دندانهايش ) زخمى مىكند و با دستش مىزند و با پاهايش دفع مىكند و از شير دوشيدنش جلوگيرى مىنمايد بنى اميّه به همان وضعى كه گفتم با شما رفتار خواهند كرد تا كسى را از شما نگذارند مگر اين كه سودى براى آنان داشته باشد و يا ضررى به آنها نرساند و بلاى آنان از شما زائل نگردد تا موقعى كه پيروزى [ يا انتقام ] يكى از شما بر آنان مانند پيروزى برده اى بر مالكش و تابعى بر متبوعش باشد فتنهء بنى اميّه بطور قبيح و وحشتناك و دسته دسته با وضع جاهليّت بر شما وارد مىگردد نه منارهء هدايتى در آن وجود دارد و نه نشانه اى كه ديده شود ما خاندان پيامبر از آن فتنه در نجات هستيم و مادر آن فتنه دعوت كننده نيستيم سپس خداوند آن فتنه را از شما جدا ( دفع ) مىكند ، مانند جدا كردن پوست از گوشت خداوند فتنهء بنى اميّه را بوسيلهء كسى بر طرف مىكند كه آنان را ذليل مىكند و با كمال خشونت آنانرا براند و با كاسهء تلخ